ظهیر فاریابی › شمارهٔ ۴۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

به خواب دوش چنان دیدمی که صدر جهان / بخواند پیشم و تشریف داد و زر بخشید
شدم به نزد معبر بگفتم این معنی / جواب داد که این جز به خواب نتوان دید