ظهیر فاریابی › شمارهٔ ۵۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای به شش ضرب از جهان در نرد جباری فِره / تا ابد دوات روان بادا و حکمت بر نفاذ
گر چه اقبال تو از راه محابا دور چند / یافت با خصمت لباساتی بسی نرد گشاد
زخم تیغ بندگانت بس موافق بود و نیز / کعبتینهایی که پیکرش آن چنان یاری بداد
لاجرم چون کعبتینش باز مالیدی به وقت / داو افزون کرده اندر ششدر خذلان فتاد
با تو زین پس دست در خصل تعدی چون کند / چون یقینش شد که خصلی نیز می نتوان نهاد