ظهیر فاریابی › شمارهٔ ۷۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای حکم تو چون قضاءمبرم / آسوده ز اعتراض و تبدیل
از طارم سقف همت تو / آویخته نه فلک چو قندیل
تا حشر بکرده آل عباس / در آیت خسرویت تأویل
تاریک شده جهان روشن / در چشم عدوت میل در میل
در معرکه تیغت از سر دست / مانند پیاده افکند پیل
وز دست کفت فرات و دجله / هر لحظه زنند جامه در نیل
خورشید که کمترین و شاقی ست / در موکب تو دوان به تعجیل
تحویل همی کند به برجی / کز عدل تو یافته ست تعدیل
میمون و خجسته باد بر تو / نوروز بزرگ و روز تحویل