ظهیر فاریابی › شمارهٔ ۸۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای چرخ باد پیشه تواضع کنان چو خاک / با فکرت چو آتش و طبع چو آب تو
اسباب خیر و شر شده در پرده قضا / موقوف حکم نافذ و رای صواب تو
گردون که پیش همت تو ذره ای ست،نیست / جز سایه بان طلعت چون آفتاب تو
دانی که مدتی من رنجور خاکسار / خو کرده ام به خدمت خاک جناب تو
آن بخت باشدم که ببینم در این سفر / خود را چو بخت گشته روان در رکاب تو