ظهیر فاریابی › شمارهٔ ۸۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای گسسته قلاده پروین / زهره از بهر عقد بازوی تو
به نعیم وجود پر کرده / هفت کشور شکم به پهلوی تو
نیست در نه خزانه افلاک / کسوتی کان رسد به زانوی تو
دی مگر اندکی تغیر داشت / رای صافی و روی نیکوی تو
خسرو اختران ندا می کرد / کای من و شش وشاق هندوی تو
کو عروسان خلد تا بینند / گره زلف خود در ابروی تو