ظهیر فاریابی › شمارهٔ ۹۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای ز آثار گرد موکب تو / غصه ها خورده مشک تاتاری
رام کردی سپهر سرکش را / تا چنان شد که از نگونسازی
می بلنگد ز بار من بنگر / که چه کاری بود بدین زاری
من و فتراک دولتت زین پس / تا مرا با سپهر نگذاری
ورنه آخر هم او برون نبرد / پس ازین لنگیی به رهواری