خدایگان اکابر بهاء دولت دین / تو را رسد به جهان سروری و سر داری
من از هوای تو خو باز چون توانم کرد؟ / که با حیات من آمیخته ست پنداری
کلاه گوشه حکم تو از طریق نفاذ / ربوده از سر گردون کلاه جباری
به دولت تو سزدگر امیدوار شوم / که شاید ار به جوانان امیدها داری
نشاط کن غم مستی مخور که گاه طرب / اگر چه مست نمایی به عقل هوشیاری
دوام عمر تو باشد که آخرش نبود / سزد که کار مرا آخری به دیداری
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.