ظهیر فاریابی › شمارهٔ ۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

شاها،می عمرت فلک از جام بریخت / گلبرگ حیاتت نه به هنگام بریخت
خونی که بریخت تیغت از حلق عدو / از دیده دوستانت ایام بریخت