سالها بودم ز عشق گل بدرد / با دو چشم پر زخون و روی زرد
خوش وصالی بُد رخ این باغبان / تا چه آمد بر سرش از گرم و سرد
برد محبوب مرا از گلستان / با دو چشم پر ز خون و روی زرد
بعد از این خاک سر کویش بیار / بار او بر چشم ما کن همچو گرد
چون نکردم شکر ایام وصال / پیش آمد باز این دوران بدرد
ای دل غمدیده با دوران بساز / یا برو طومار دعوی در نورد
ناله کردن تا چه بگشاید مرا / این زمان از باغبان باید مرا
رفت بلبل از پی گل تا بشهر / تا چه میآید بروی گل ز دهر
دید سوراخی درو گل ریخته / آتشی در زیر آن انگیخته
آبروی گل از آنجا میچکید / این غزل میگفت بلبل میشنید
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.