عطار › غزل در بیان مقام انس با حق تعالی| ” میراث‌دار ادب پارسی “

انس چون بادوست باشد باد و آتش هم توئی / انس چون با دوست باشد آدم عالم توئی
انس چون با دوست باشد ذره‌ها دریا شود / انس چون با دوست باشد رازها پیدا شود
انس چون بادوست باشد طالبان مطلوب شد / انس چون با دوست باشد هر بلا محبوب شد
انس چون بادوست باشدخاکدان شدآسمان / انس چون با دوست باشد خودمکان شدلامکان
انس چون بادوست باشددوزخت جنت شود / انس چون بادوست باشد لعنتت رحمت شود
انس چون بادوست باشد این جهان شدآن جهان / انس چون با دوست باشد سر پنهان شد عیان
انس چون با نور باشد نار را تونور دان / انس چون بادوست باشد دیو را تو حور دان
انس چون بادوست باشدظلمت تو روشنست / انس چون بادوست باشد گلخن تو گلشن است
انس چون بادوست باشد راه تو منزل شود / انس چون با دوست باشد کام تو حاصل شود