ازرقی هروی › شمارهٔ ۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

خدایگانا ، مهمان بنده بودستند / تنی دو ، دوش ، بنقل و نبید ورود و کباب
بطبع خرم و خندان شراب نوشیدند / که بر خماهن گردون فروغ زد سیماب
نه بر مزاج یکی دست یافت گرمی می / نه در دماغ یکی غلبه کرد قوت خواب
شرابشان برسیده است و بنده درمانده است / خدایگانا ، تدبیر بنده کن بشراب