ازرقی هروی › شمارهٔ ۸| ” میراث‌دار ادب پارسی “

قطعۀ مدح مرا چون دل و چون دیدۀ خویش / از پی فخر بدارند بزرگان عجم
پس من آری بتن خویش فرستم بر تو / مدح گویم که مگر مزد فرستی بکرم
تو بدینار کسان آب مرا تیره کنی / حشمت شعر و خط من بفروشی بدرم
لیکن آخر ز چنان روی کجا بتوانم / برسانم بوجیه و بشرف شکر تو هم ؟
گر بمدح تو کنون هیچ قلم بردارم / این سر انگشت قلم گیر قلم باد ، قلم