ملک‌الشعرای بهار › شمارهٔ ۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

امروز خدایگان عالم / بر فرق نهاد تاج « لولاک »
امروز شنید گوش خاتم / « لولاک لما خلقت الافلاک »
امروز ز شرق اسم اعظم / مهر ازلی بتافت بر خاک
امروز خدای با جهان کرد / لطفی که نکرده بود هرگز
نوری که مشیتش نهان کرد / امروز پدید گشت و بارز
آورد و مربی جهان کرد / یک تن را با هزار معجز
ای حکمت تو مربی کون! / وی از تو وجود هرچه کائن!
ای تربیتت زمانه را عون! / وی خلقت دهر را معاون!
بی‌روی تو گشته حق به صد لون / با شرع تو گشته دین مباین
حرمت ز مزار و مسجد ما / بردند معاندین دین، پاک
پوشیده رخ معابد ما / از غفلت و جهل، خاک و خاشاک
جز سفسطه نیست عاید ما / کاوهام گرفته جای ادراک