ملک‌الشعرای بهار › گروه لئام| ” میراث‌دار ادب پارسی “

افتاده‌ایم سخت به دام / در جنگ این گروه لئام
قومی ندیده سفرهٔ باب / جمعی ندیده چهرهٔ مام
یک‌سر ز جهل‌، دشمن‌علم / جمله به طبع‌، خصم کرام
ما صاحب ستور ولیک / در چنگ این گروه‌، زمام
در فضل‌، ناتمام ولی / در بددلی و جهل‌، تمام
کرده بسی حرام‌، حلال / کرده بسی حلال‌، حرام
بگریخته به مذهب دیو / از مذهب رسول و امام
خصم انام و دشمن ملک / منفور ملک و خیل انام
دارند ازو طمع‌، زر و مال / بر هرکه می‌کنند سلام
بنشسته بر بساط طرب / از شام تا سپیدهٔ بام
تا شام‌، غرق حیلهٔ روز / تا روز، مست جرعهٔ شام
روز آشنای مکر و حیل / شب آشنای شرب مدام
بسته ز کید و مکر و فریب / همچون زنان به روی‌، پنام
نه دستیار عز و شرف / نه پای‌بند شهرت و نام
جمعی فضول و منکر فضل / برخی عوام و خصم عوام
لرزنده از خیانت و خوف / پیش بروز شورش عام
هرگز به حق نکرده قعود / هرگز به حق نکرده قیام