ملک‌الشعرای بهار › سرود مدرسه| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ما همه کودکان ایرانیم / مادر خویش را نگهبانیم
همه از پشت کیقباد و جمیم / همه از نسل پور دستانیم
زادهٔ کورش و هخامنشیم / بچهٔ قارن و نریمانیم
پسر مهرداد و فرهادیم / تیرهٔ اردشیر و ساسانیم
ملک ایران یکی کلستانست / ما گل سرخ این گلستانیم
کار ما ورزش‌ است و ‌خواندن درس / همه از تنبلی گریزانیم
چون نیاکان باستانی خویش / راستگوی و درست پیمانیم
مستی و کارهای بی‌معنی / کار ما نیست زانکه انسانیم
همه در فکر ملت و وطنیم / همه در بند دین و ایمانیم
پارسی‌زاده‌ایم و پاک سرشت / کز نژاد قدیم آریانیم
همه از یک‌نژاد و یک خاکیم / گر ز تهران گر از خراسانیم
اول اندر میان مدرسه‌ایم / بعد از آن در میان میدانیم
می‌نمائیم مشق سربازی / روز میدان مطیع فرمانیم
پس از آن درکمال آزادی / پی تحصیل ثروت و نانیم
همه‌ پاکیم و راستگو‌ی‌ و شریف / بی‌خبر از دروغ و بهتانیم
گر دروغی کسی به ماگوید / ما ازو روی خود بگردانیم
همگی اهل صنعت و هنریم / همگی اهل خیر و احسانیم
ازکسی حرف زور نپذیریم / وز کسی مال مفت نستانیم
در تجارت شریک تجاریم / در زراعت رفیق دهقانیم
کار ما صنعت‌ است و علم‌ و عمل / کارهای دگر نمی‌دانیم
حالیا بهر افتخار وطن / ما شب و روز درس می‌خوانیم