ملک‌الشعرای بهار › تغزل| ” میراث‌دار ادب پارسی “

جوشن پوشی ز مشک بر مه روشن / بر مه روشن همی که‌ پوشد جوشن
نی نی روی توگلشن است و دو زلفت / سنبل تازه‌است بردو گوشهءگلشن
سوسن داری شکفته بر سر نسرین / نسرین داری نهفته در بن سوسن
هرکه بناگوش و طرهٔ تو بکاوید / لاله به‌ خروار برد ومشک به‌ خرمن
آنچه به من کرد طرهٔ تو، نکرده است / با جگر اشکبوس‌، تیر تهمتن
تاکه شود فتنهٔ دو چشمت افزون / زلف تو هردم زند بر آتش دامن
هیچ نکردم ز جان دربغ‌، من از تو / نیز ز بوسه مکن دربغ تو از من
بوسه زنم‌برلب تو زآنکه لب‌تو / خواند هردم مدیح حجت ذوالمن
شاه ملوک زمانه مهدی منصور / حجت غایب خدایگان مهیمن