ملک‌الشعرای بهار › اندرز به حاکم قوچان| ” میراث‌دار ادب پارسی “

خرم و آباد باد مرز خبوشان / هیچ دلی از ستم مباد خروشان
گرچه خبوشانیان خروشان بودند / بینی زین پس خموش اهل خبوشان
مردی باید ستوده‌خوی کزین پس / برنخروشند این گروه خموشان
تا نخروشند این گروه بباید / آنچه پسندد به خود، پسندد به ایشان
جمع کندشان ز مردمی به‌بر خوبش / کاینان را حال بوده سخت پریشان
اهل خراسان و جز خراسان دانند / جمله که چونست حال مردم قوچان
ظلمی زبن پیش رفته است بر آنها / او کند آن ظلم را ازین پس جبران
ملک بیاراید و به عدل گراید / تا شود آباد آنچه زو شده ویران
بندد پای از عدوی خانگی آنگاه / گیرد دست از یتیم بی‌سر و سامان
کاری کاسان بود نگیرد دشوار / تا بس دشوار کار، گردد آسان
زینسان باید ستوده مرد هنرمند / آری مرد است آنکه باشد زینسان