منصور باد لشکر آن چشم کینهخواه / پیوسته باد دولت آن ابروی سیاه
عشقش سپه کشید به تاراج صبر من / آن گه که شب ز مشرق بیرون کشد سپاه
رنجه شدم ز هجر به ارمان وصل او / غرقه شدم به بحر به امید آشناه
جانم دژم شد از غم آن نرگس دژم / پشتم دوتا شد از خم آن سنبل دوتاه
این درد و این بلا به من از چشم من رسید / جشمم گناه کرد و دلم سوخت بی گناه
ای دل مرا بحل کن وی دیده خون گری / چندان که راه بازشناسی همی ز چاه
بر قد سروقدان کمترکنی نظر / بر روی خوبرویان کمترکنی نگاه
ای دل تو نیز بی گنهی نیستی از آنک / از دیدن نخستین بیرون شدی ز راه
گیرم که دیده پیش تو آورد صورتی / چون صدهزار زهره و چون صدهزار ماه
گر علتیت نیست چرا در زمان بری / در حلقههای زلفش نشناخته پناه
ای دل کنون بنال در این بستگی و رنج / اینست حد آنکه ندارد ادب نگاه
چونبنده گشت جاهل وخودکام وبیادب / او را ادب کنند به زندان پادشاه
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.