افتاد به حمام، رهم سوی خزینه / ترکید کدوی سرم از بوی خزینه
من توی خزینه نروم هیچ و ز بیرون / مبهوت شوم چون نگرم سوی خزینه
چون کاسهٔ «بزقرمهٔ» پرقرمهٔ کمآب / پر آدم و کمآب بود توی خزبنه
گه آبی و گه سبز شود چون پرطاوس / آن موج لطیفی که بود روی خزینه
گر کودک بیمو ز خزینه بدر آید / پرپشم شود پیکرش از موی خزینه
موی بدن و چرک و حنا و کف صابون / آبیست که جاری بود از جوی خزینه
چون جمجمهٔ مردهٔ سی روزه دهد بوی / آن خوی که چکد از خم ابروی خزینه
سرگین گرو از عطر برد، گر بگشاید / عطار سپس دکه به پهلوی خزینه
با جبههٔ پرچین و لب عربدهجویش / گرم و تر و چسبنده بود خوی خزینه
از لای کش احوال دل خستهٔ او پرس / چون رنگ طبیعی پرد از روی خزینه
پیکر شودش زرد به رنگ مگس نحل / هرکس که برون رفت ز کندوی خزینه
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.