ملک‌الشعرای بهار › آزرم| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای برادر، تا توانی گیر با آزرم‌ خوی / مرد بی‌آزرم باشد چون زن بسیار شوی
غیرت و صدق و امانت‌، کاین سه اصل مردمیست / اصلشان ز آزرم خیزد، گیر با آزرم‌خوی
هرکه در پیش کسان آزرم خود بر خاک ریخت / غیرت و صدق و امانت خوار باشد پیش اوی
وانکه کشت عصمتش سیراب گشت از آب خلق / روی ازو برتاب‌، کاندر وی نیابی آبروی
رادی و مردی‌، صفات ثابت آمیغی‌اند / رادی از ناکس مخواه و مردی از غرزن مجوی
هرکه گردد گرد کژی‌، ای پسر گردش مگرد / هرکه پوید سوی پستی‌، یا بنی سویش مپوی
گر بمیری‌، پای خود بر خاک نامردان منه / ور بسوزی‌، دست‌خویش از آب ناپاکان مشوی
معنی صدق و وفا و شرم در آزادیست / ای ‌«‌بهار» آزاد باش و هرچه می‌خواهی بگوی