ملک‌الشعرای بهار › شمارهٔ ۱۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

همین نه ازستم چرخ شهرآمل سوخت / که‌ازعطش به‌ری امسال سبزه وگل سوخت
بجای شمع برافروخت در چمن گل سرخ / بجای شهپر پروانه بال بلبل سوخت
به باغ‌، بید معلق زتشنگی چون شمع / گرفت لرزه و ازپای تا به کاکل سوخت
تو ای سحاب کرم قطره‌ای فشان بر خاک / که چهرلاله سیه گشت وزلف سنبل سوخت
ز حال خلق تغافل بس است ای وزرا / که خانمان ضعیفان ازین تغافل سوخت
به کار ملک تعلل بس است ای امرا / که شهر دلکش آمل ازبن تعلل سوخت
به داغ هیچ عزیزی خدا نسوزاند / هرآن دلی که بر احوال شهرآمل‌سوخت
بهارگفت توکل به حق کنید دربغ / که‌برق غفلت‌ماخرمن‌توکل‌سوخت