ملک‌الشعرای بهار › شمارهٔ ۲۸| ” میراث‌دار ادب پارسی “

اصلاح آشیانه به دست من و تو نیست / توفیر آب و دانه به دست من و تو نیست
گر کارها به وفق مرادت نشد مرنج / چون اختیار خانه به دست من و تو نیست
درکارهای رفته مکن داوری کزان / جزقصه و فسانه به دست من و تو نیست
خامش نشین که تعبیهٔ نظم این جهان / از حکمتست یا نه به دست من و تو نیست
خرسند باش تاگذرد خوش دو روز عمر / گرداندن زمانه به دست من و تو نیست
خوش باش و عشق ورز و غنیمت شمار عمر / کاین دهر جاودانه به دست من و تو نیست
ره ناپدید و غیب ندانستنی «‌بهار» / می خور جز این بهانه به‌ دست من و تو نیست