ملک‌الشعرای بهار › شمارهٔ ۴۴| ” میراث‌دار ادب پارسی “

آخر از جور تو عالم را خبر خواهیم کرد / خلق را از طرّه‌ات آشفته‌تر خواهیم کرد
او از عشق جهانسوزت مدد خواهیم خواست / پس جهانی را ز شوقت پر شرر خواهیم کرد
جان اگر باید به کوی ات نقد جان خواهیم داد / سر اگر باید به راهت ترک سر خواهیم کرد
در غم عشق تو با این ناله‌های دردناک / اختر بیدادگر را دادگر خواهیم کرد
هرکسی کام دلی آورده درکویت به‌دست / ماهم آخر در غمت خاکی به سر خواهیم کرد
تا جهانی درخور شرح غمت پیداکنیم / خویش را زین عالم فانی ‌بدر خواهیم کرد
تاکه ننشیند به دامانت غبار از خاک ما / روی گیتی را ز آب دیده تر خواهیم کرد
یا ز آه نیم شب‌، یا از دعا، یا از نگاه / هرچه باشد در دل سختت اثر خواهیم کرد
لابه‌ها خواهیم کردن تا به ما رحم آوری / ور به‌بی‌رحمی زدی فکر دگر خواهیم کرد
چون‌ بهار از جان‌ شیرین‌ دست‌ برخواهیم‌ داشت / پس سرکوی تو را پرشور و شر خواهیم کرد