میان ابرو و چشم توگیر و داری بود / من این میانه شدم کشته این چه کاری بود
تو بی وفا واجل در قفا و من بیمار / بمردم از غم و جز این چه انتظاری بود
مرا ز حلقه ی عشاق خود نمیراندی / اگر به نزد توام قدر و اعتباری بود
در آفتاب جمال تو زلف شبگردت / دلم ربود و عجب دزد آشکاری بود
به هر کجا که ببستیم باختیم ز جهل / قمار جهل نمودیم و خوش قماری بود
تمدن آتشی افروخت در جهان که بسوخت / زعهد مهر و وفا هرچه یادگاری بود
بنای این مدنیت به باد میدادم / اگر به دست من از چرخ اختیاری بود
میئی خوریم به باغی نهان ز چشم رقیب / اگر تو بودی و من بودم و بهاری بود
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.