کنون که کار دل از زلف یار نگشاید / سزد گر از من آشفته کار نگشاید
بلی ز عاشق آشفته کی گشاید کار / چو کار دل ز سر زلف یار نگشاید
ز روزگار در این بستگی چه شکوه کنم / دری که بست قضا روزگار نگشاید
در انتظار بسی کوفتیم آهن سرد / دربغ از آن که در انتظار نگشاید
به اختیار دل این کار بسته بگشایم / ولی زمانه در اختیار نگشاید
ز اشگ بگذرم و دیده شعله بار کنم / که کارم از مژهٔ اشکبار نگشاید
گل وفا ز نکویان طمع مدار بهار / که غنچهٔ هوس از این بهار نگشاید
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.