ملک‌الشعرای بهار › شمارهٔ ۷۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

کسی که افسر همت نهاد بر سر خویش / به دست کس ندهد اختیارکشور خویش
بگو به سفله که در دست اجنبی ندْهد / کسی که نان پدر خورده‌، دست مادر خویش
چه غم عقیدهٔ ما را اگر به قول سفیه / کسی به کشور خود گرد کرده لشگر خویش
در آب و خاک و هواهای خویش آزادیم / رقیب گو بگدازد میان آذر خویش
حقوق نفت شمال و جنوب خاصهٔ ماست / بگو به خصم بسوزان به نفت پیکر خویش
ز من بهار بگو با برادران حسود / به رایگان نفروشد کسی برادر خویش