ملک‌الشعرای بهار › شمارهٔ ۸۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

در ده شراب کهنه که آمد بهار نو / برخوان سرود تازه که شد روزگا‌ر نو*
برکن شعار کهنه ز تن این زمان که باغ / پوشیده است بر تن گلبن شعار نو
طی گشت هرج و مرج زمستان کز آسمان / آورده‌اند بهر چمن مستشار نو
دردا که کهنه کار وزیران ملک ما / هر روز نو شدند و نکردندکار نو
فصلی چنین بهار سه چیز است شرط عیش / عشق نو و نشاط نو وگلعذار نو