ابوسعید ابوالخیر › تکه ۳۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

نی نی ز ختن باد چنان خوش نوزد هیچ / کان باد همی از بر معشوق من آید
هر شب نگرانم به یمن تا تو بر آیی / زیرا که سهیلی و سهیل از یمن آید
کوشم که بپوشم صنما نام تو از خلق / تا نام تو کم در دهن انجمن آید
با هر که سخن گویم اگر خواهم و گر نی / اول سخنم نام تو اندر دهن آید