ملکالشعرای بهار › در مرثیه و مادهٔ تاریخ فوت پدر| ” میراثدار ادب پارسی “
دربغ و درد که از کید فتنهٔ گردون / بشد صبوری ازما چوشد صبوری ما
دریغ از آن دل آگاه و خاطر دانا / که بردرند ز غم جامه صبوری ما
صبوری آن ملک شاعران طوس برفت / به خانقاه غم آمد دل سروری ما
تنم بسوخت ز اندوه هجر و دوری او / چگونه ساخت ندانم به هجر و دوری ما
چو نور باصره امد ز چشم ما پنهان / فغان و ناله که شد دور دور کوری ما
بهار با دل غمگین خود چنین می گفت / که مصرعی است به تاریخ او ضروری ما
سری ز جان برآورد و این چنین بهسرود / بشد صبوری از ما چو شد صبوری ما
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.