ملک‌الشعرای بهار › مادر ذوق و ادب| ” میراث‌دار ادب پارسی “

مادر باباشمل رفت از جهان / هفته‌ای باباشمل بربست لب
مرگ مادر خاطرش افسرده کرد / گشت خاموش آن تنور ملتهب
لیک با این‌ سوگواری‌های سخت / ماتم مادر نباشد بلعجب
با غم کشور، غم مادرکجاست‌؟‌! / چون که‌ مرگ آمد فرامش گشت‌ تب
کشوری ویران و دزدان گرم کار / از خراسان تا لب شط‌ّ العرب
داغ میهن داغ مادر را ز دل / بسترد ، کان‌ واجبست‌ این‌ مستحب
ایها البابا برفت ار مادرت / جهد کن و آمرزش مادر طلب
از پی تاریخ فوت مام تو / دوستان جستند بیتی منتخب
گوشه گیری از ادب برداشت سر / گفت‌: مرگ مادر ذوق و ادب