ملک‌الشعرای بهار › بعد ازکناره گیری از وزارت| ” میراث‌دار ادب پارسی “

غداری و مکاری و زور از من دور است / دولت همه غداری و مکاری و زور است
جهل‌است‌ و غرور است‌ در دولت‌ و زان در / بیرون‌ شود آن‌ را که‌ نه‌ جهل و نه غرور است