ملک‌الشعرای بهار › در زندان| ” میراث‌دار ادب پارسی “

کردم عبور دی ز در شعبهٔ چهار / دیدم که کامران بسردم نشسته است
درپشت میز با علم وطبل و عر و تیز / بهر فنای تودهٔ مردم نشسته است