ملک‌الشعرای بهار › اخلاق| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چشم بهی مدار از این بدسگال قوم / کاینجا شرافت همه کس دست خوردنی‌ است
تاج غرور و فخر ز سرها فتادنی / نقش وفا و مهر ز دل‌ها ستردنی است
جز نقش نابکار «‌زر» آن‌ هم ز دست غیر / دیگر نقوششان همه از یاد بردنی است
اقوام روزگار به اخلاق زنده‌اند / قومی که گشت‌ فاقد اخلاق‌، مردنی است