ملک‌الشعرای بهار › از یک غزل| ” میراث‌دار ادب پارسی “

گرم به خنجر بیداد خون بریزد دوست / ازو به‌ حق نبرم شکوه زان که حق با اوست
ز دست دشمن اگر صد قفا خورم شاید / به‌ یک خطا که ز من رفت در ارادت دوست