ملک‌الشعرای بهار › صفاهان اگر نیست شیراز هست| ” میراث‌دار ادب پارسی “

جهادا فراموش کردی مرا / ولی از تو زبن‌رو دلم تنگ نیست
مدیحی نوشتم به سردار جنگ / که در وزن و معنی کم از سنگ نیست
به پایان آن چامه بد نکته‌ای / که هر کان نداند به فرهنگ نیست
نفهمید سردار آن نکته را / اگر لر نفهمد سخن‌، ننگ نیست
وگر دید و دانست و ناکرده ماند / مرا با چنان مهتری جنگ نیست
ولی از تو انسان دانش‌پژوه / تجاهل بدین حد خوش‌آهنگ نیست
که شعرم نفهمیده خوانی به خلق / ازین زشت‌تر در جهان رنگ نیست
به سردار برگوکه حکم حکیم / کم از امر سرتیپ و سرهنگ نیست
صفاهان اگر نیست شیراز هست / خدا جهان را جهان تنگ نیست