ملکالشعرای بهار › ماده تاریخ مرگ صبا| ” میراثدار ادب پارسی “
صبا روزی که عصرش کرد سکته / به یک مجلس دو من سیب و هلو خورد
هلوی مفت و سیب آمد بهدستش / ز حرص آن جمله را یکجا فرو برد
دگر سی تخممرغ نیمرو را / یکایک در میان معده افشرد
سپس ده شیشه لیموناد نوشید / زهی پرخور، زهی پردل زهی گرد
پس آنگه مدتی خسبید و آخر / همانجا سکته کرد و خونش افسرد
زن بیچارهاش با حالت یأس / به بالینش طبیبی چند آورد
به قصد فصد او بودند اما / نجستند اندر آن هیکل رگی خرد
به هرجا شد زدندش چند نشتر / نهخون آمد نه رنگ جنباند تا مرد
به مرگش شورها کردند مخلوق / که او مخلوق را بسیار آزرد
جلو افتاد سالی بیست مرگش / شتابان رفت سوی گور بافرد
دل یاران به درد آورد از اینرو / بدل شد صاف برناییش با درد
به من بهتان بسی زد تا به نفرین / بر او تیری زدم کش بر جگر خورد
به طمع جیفهٔ دنیا بدی کرد / به دنیا هم در آخر جیفه بسپرد
به تارببخ وفاتش طبع بنده / مکرر سفر اشعار گسترد
مصارپع مناسب را مکرر / ز روی امتحان بنوشت و بشمرد
خود او ازگور آخرکرد بیرون / سرو گفتا «صبا از پرخوری مرد»
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.