ملک‌الشعرای بهار › طلب آمرزش| ” میراث‌دار ادب پارسی “

عمری به باد رفت و به جا ماند این کتاب / باشدکشی بخواند وآمرزش آورد
ای مهربان رفیق که خواندی کتاب من / شاید به چشم ذوق تو صد عیب برخورد
گر عیبی اندر آن نگری عیب‌پوش باش / زبرا تو زود بگذری‌، این نیز بگذرد
با این همه معانی و این سبک و انسجام / چشم حسودکورکه جز عیب ننگرد
با مردگان خویش مروت کنید از آنک / او نیست تا جواب شما را بیاورد