ملک‌الشعرای بهار › قطعه| ” میراث‌دار ادب پارسی “

در خوردن بشر خاک از بس که حرص دارد / از سنگ قبر هر روز دندان نوگذارد
سنگ مزار عاشق سرپوش نامرادیست / این سنگ را کس ای کاش از جای برندارد
بهتر بود ز سیصد الحمد قل هو اله / صاحبدلی کز اخلاص ما را به حق سپارد
ماکودکان خاکیم این خاک مادر ماست / زبن رو بودکه ما را در سینه می‌فشارد
پاداش اشک حسرت کامد ز چشم عاشق / ابریست کز پس مرگ بر تربتش ببارد
در دل ز طاعت حق تخمی جدیدکشتیم / ارجو گل جدیدی زین خاک سر برآرد