ملک‌الشعرای بهار › در مرثیهٔ عشقی| ” میراث‌دار ادب پارسی “

وه که عشقی در صباح زندگی / از خدنگ دشمن شبرو بمرد
پرتوی بود ازفروغ آرزو / آن فروغ افسرد وآن پرتو بمرد
شاعری نوبود وشعرش نیزنو / شاعر نو رفت و شعر نو بمرد