ملک‌الشعرای بهار › جهد و کوشش| ” میراث‌دار ادب پارسی “

اهتمام و شوق اگر یاور شود / مرد خامل ذکر نام‌آور شود
شوق را باطل مکن در خویشتن / تا ز نورش خاطرت انور شود
کاتش تابان به خاکستر درون / گر بماند دیر، خاکستر شود
کودکی نقاش بشناسم که داشت / آرزو تا قائد کشور شود
چون که‌قائد گشت‌لشگر گرد کرد / تا به گیتی بر سران سرور شود
پس عجب نی گرز گشت روزگار / مردک نقاش اسکندر شود
دیده‌شدکاندر جهان‌از فیض رب / کودکی نجارپیغمبر شود
تاکه اوضاع جهان بر باطل است / کی تواند حق ضیاگستر شود
تا بود قدر و شرف محکوم زر / هرکه ناکس‌تر، مقدس‌تر شود
علم باید تا جهان گیرد نظام / کار باید تا جهان چون زر شود
فکر دیگر باید و مردی دگر / تاکه اوضاع جهان دیگر شود
خدمت استاد باید دیرگاه / تاکه دانشجوی دانشور شود