ملک‌الشعرای بهار › ضلال مبین| ” میراث‌دار ادب پارسی “

دیدم به بصره دخترکی اعجمی نسب / روشن نموده شهر به نور جمال خویش
می‌خواند درس قرآن در پیش شیخ شهر / وز شیخ دل ربوده به غنج و دلال خویش
می‌داد شیخ‌، درس ضلال مبین بدو / و آهنگ ضاد رفته به اوج کمال خویش
دختر نداشت طاقت گفتار حرف ضاد / با آن دهان کوچک غنچه مثال خویش
می‌داد شیخ را به «‌دلال مبین‌» جواب / وان شیخ می‌نمود مکرر مقال خویش
گفتم به شیخ راه ضلال این‌قدر مپوی / کاین شوخ منصرف نشود از خیال خویش
بهتر همان بودکه بمانید هر دوان / او در دلال خویش و تو اندر ضلال خویش