ملک‌الشعرای بهار › در پیشگاه آستان قدس رضوی| ” میراث‌دار ادب پارسی “

تبارک الله از این فرخ آستان که بود / به پاس درگه او آسمان همیشه مقیم
حریم زادهٔ موسی که چون دم عیسی / روان فزاید خاک درش به عظم رمیم
به چشم زایر این آستان بود روشن / هرآنچه گشت به سینا نهان ز چشم کلیم
به است فرش ره او ز مرغزار بهشت / چنان که خاک در او زکوثر و تسنیم
چراست پشت سپهر این چنین خمیده و گوژ / اگر ندارد پیش درش سر تعظیم
زهی بر آن که نهد روی دل بر این درگاه / برای صافی و دین درست و قلب سلیم
چنان که خادم این در، بهار مدح‌سرای / که هست بندهٔ دیرین و خاکسار قدیم
کمینه چاکر این آستان که از ره عجز / نهاده است به کوی رضا سر تسلیم
مگر ستاند روزی ز خاک این درگاه / دوای جان علیل و شفای قلب سقیم
ز پاک یزدان بادا دمی هزار درود / بر این‌ حریم و خداوند این‌ خجسته حریم