ملک‌الشعرای بهار › در تحمل نکردن زور| ” میراث‌دار ادب پارسی “

دو رویه زبر نیش مار خفتن / سه پشته روی شاخ مور رفتن
تن روغن‌زده با زحمت و زور / میان لانهٔ زنبور رفتن
به کوه بیستون بی‌ره‌نمایی / شبانه با دو چشم کور رفتن
برهنه زخم‌های سخت خوردن / پیاده راه‌های دور رفتن
میان لرز وتب با جسم پر زخم / زمستان توی آب شور رفتن
به پیش من هزاران بار بهتر / که یک جو زیر بار زور رفتن