ملکالشعرای بهار › در هجو کسی که بهار را حبس کرد| ” میراثدار ادب پارسی “
من و تو هر دو ای ... / دو جوانیم شوخ و مندیلی
تو کنون از وجوه هندوستان / زر ستاندستی و کنی پیلی
به رخ خود پی فریب عوام / شکلکی بستهای تو تبدیلی
تو مرا حبس میکنی آوخ / شرم بادت ز ننگ فامیلی
چون مرا بینی و تو را بینم / هر دومان میشویم پاتیلی
تو از آن اخمهای اجمالی / من ازین خندههای تفصیلی
خندهٔ من چو شی رشرزهٔ نر / اخم تو چون جهود تنزیلی
کاین پس از اخم می کند نغنغ / وآن پس از خنده میزند سیلی
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.