نام کامل: فریدالدین ابوحامد محمد بن ابراهیم عطار نیشابوری
تخلص و القاب: عطار، شیخ، حکیم، پیر نیشابور
زادروز: حدود ۵۳۸ یا ۵۴۰ هجری قمری
زادگاه: نیشابور (خراسان)
آرامگاه: شهر نیشابور
قرن و دوره تاریخی: اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری (دوره سلجوقیان، خوارزمشاهیان و آغاز حمله مغول)
تأثیرگذارترین پیرو: مولانا جلالالدین بلخی
فریدالدین عطار در اوایل قرن ششم هجری در شهر علمی و عرفانی نیشابور دیده به جهان گشود. پدرش ابراهیم، مردی پارسا و از عطاریان (عطاران و داروسازان) شهر بود. محمد جوان پس از درگذشت پدر، کسبوکار او را به ارث برد و به فروش عطر و دارو مشغول شد. او در دکان خود با طبقات مختلف مردم، از فقیر و غنی تا درویشان و سالکان، در ارتباط بود و به دلیل طبع لطیف و قلب مهربانش، به ویژه به نیازمندان و درویشان بسیار کمک میکرد.
دوران جوانی و تحول روحی
نقطه عطف زندگی عطار، روایتی معروف از دیدار او با یک درویش گمنام است. طبق این روایت، درویشی به دکان عطار آمد و درخواست چیزی کرد. عطار به او سکهای طلا داد، اما درویش آن را نپذیرفت و گفت: «من به جان تو نیاز دارم، نه به سکهات.» عطار خندید و گفت: «جانم را که نمیتوانم بدهم.» درویش پاسخ داد: «اگر جان خود را در راه خدا نمیدهی، چگونه آن را در راه دنیا و سکهای طلا میدهی؟» این سخن چنان بر قلب عطار تأثیر گذاشت که او کسبوکار پررونق خود را رها کرد، به سفرهای طولانی رفت و سالها به ریاضت، سیاحت و کسب معرفت پرداخت تا به مقام والای عرفانی دست یافت.
اوج شکوفایی و شاهکارهای ادبی
عطار نیشابوری پس از این تحول، قلم خود را در خدمت بیان حقایق عرفانی قرار داد. بزرگترین نوآوری او، استفاده از قالب «مثنوی» برای بیان داستانهای تمثیلی و عرفانی بود. شاهکار بیبدیل او، مثنوی «منطقالطیر» است که در آن سفر پرندگان به جستجوی پادشاه خود (سیمرغ) را به تصویر میکشد. این داستان، تمثیلی بینظیر از سیر و سلوک عرفانی، مراحل هفتگانه طریقت و فنا در خداوند است.
تأثیر بر مولانا و میراث جاودان
عطار چنان تأثیر عمیقی بر ادبیات و عرفان ایران گذاشت که مولانا جلالالدین بلخی، بزرگترین شاعر عرفانی ایران، بارها با احترام و ارادت از او یاد کرده و خود را پیرو مکتب او میدانست. مولانا در بیت معروفی میگوید: «عطار روح بود و سنایی جسم / من از سنایی خاکم و از عطار بوی». این جمله به تنهایی نشاندهنده جایگاه بیبدیل عطار در قلههای عرفان نظری و عملی است.
زندگی عطار در دوران پرتلاطمی سپری شد که با هجوم وحشیانه مغولان به خراسان همراه بود. در سال ۶۱۸ هجری قمری، هنگامی که سپاهیان چنگیزخان مغول شهر نیشابور را محاصره کردند و وارد آن شدند، عطار در حال ذکر و عبادت بود. روایت شده است که سربازی مغول به سمت او آمد و خواست او را بکشد. عطار به او گفت: «مرا مکش.» اما سرباز که از این دستور سرپیچی کرد، با شمشیر سر از تن عطار جدا کرد و این حکیم بزرگ در سن حدود ۸۰ سالگی به شهادت رسید. پیکر او در نیشابور به خاک سپرده شد و آرامگاهش امروزه زیارتگاه عاشقان و عارفان است.
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.
ایمیل: Jafarinia98[at]gmail[dot]com
BarnameNevys.ir
KalamehCo.ir
NasimKowsar.ir