مولوی| ” میراث‌دار ادب پارسی “

❖آتش افتادن در شهر بایام عمر رضی الله عنه❖آتش کردن پادشاه جهود و بت نهادن پهلوی آتش کی هر که این بت❖آداب المستمعین والمریدین عند فیض الحکمة من لسان الشیخ❖آزاد شدن بلقیس از ملک و مست شدن او از شوق ایمان و التفا❖آشفتن آن غلام از نارسیدن جواب رقعه از قبل پادشاه❖آغاز منور شدن عارف بنور غیب‌بین❖آگاه شدن پیغامبر علیه السلام از طعن ایشان بر شماتت او❖آمدن آن امیر نمام با سرهنگان نیم‌شب بگشادن آن حجرهٔ ایاز❖آمدن آن زن کافر با طفل شیرخواره به نزدیک مصطفی علیه السلا❖آمدن پیغامبران حق به نصیحت اهل سبا❖آمدن خلیفه نزد آن خوب‌روی برای جماع❖آمدن دوستان به بیمارستان جهت پرسش ذاالنون مصری رحمة الله ع❖آمدن رسول روم تا امیرالمؤمنین عمر رضی‌الله عنه و دیدن او ک❖آمدن شیخ بعد از چندین سال از بیابان به شهر غزنین و زنبی❖آمدن مهمان پیش یوسف علیه‌السلام و تقاضا کردن یوسف علیه‌ال❖آمن بودن بلعم باعور کی امتحانها کرد حضرت او را و از آنها ر❖آموختن پیشه گورکنی قابیل از زاغ پیش از آنک در عالم علم گ❖آموختن وزیر مکر پادشاه را❖ابن مقری قرآن رادرست میخواند آری صورت قرآن را درست میخواند❖اجابت کردن حق تعالی دعای موسی را علیه السلام