عمان سامانی| ” میراثدار ادب پارسی “
هنوز شعری با این فیلتر ثبت نشده است.
هنوز شعری با این فیلتر ثبت نشده است.
نام کامل: میرزا نورالله بن میرزا عبدالله بن عبدالوهاب چهارمحالی (مشهور به عمان سامانی)
تخلص: عمان
زادروز: ۲۰ اسفند ۱۲۵۸ هجری قمری (۱۲۲۱ هجری شمسی)
زادگاه: روستای سامان، چهارمحال و بختیاری
آرامگاه: سامان، چهارمحال و بختیاری (در بالای قبر دهقان سامانی)
قرن و دوره تاریخی: نیمه دوم قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری (همزمان با دوران قاجار)
میرزا نورالله در ۲۰ اسفند ۱۲۵۸ هجری قمری در روستای سامان از توابع چهارمحال و بختیاری دیده به جهان گشود . او در خانوادهای اهل فضل، دانش و ادب پرورش یافت؛ پدرش میرزا عبدالله متخلص به «ذره» و نویسنده «جامعالانساب» بود و نیاکان او همگی از دریسرایان و پارسیگویان عصر خود به شمار میرفتند . عمان از همان دوران کودکی در مکتبخانههای سامان مقدمات علوم دینی و ادبیات فارسی را آموخت و پس از درگذشت پدرش، به دلیل قریحه سرشار و تسلط بر شعر، مفتخر به لقب «تاجالشعرا» گردید .
دوران جوانی و فعالیتهای ادبی
عمان سامانی در جوانی برای تکمیل دانش و گسترش فعالیتهای ادبی خود به شهرهای بزرگی چون اصفهان سفر کرد و در آنجا اقامت گزید . او در این دوران با بزرگان ادب و عرفان زمان خود، از جمله «صفی علیشاه»، مراوده داشت و در محافل ادبی و مذهبی به عنوان شاعری فرزانه و متعهد شناخته شد . فضای فرهنگی اصفهان و آشنایی با مکاتب مختلف شعری، افق دید او را گشود و باعث شد تا مضامین آیینی و عاشورایی را با نگاهی عمیقتر و هنریتر به رشته تحریر درآورد.
عمان سامانی در سرودن مثنویهای آیینی چنان مهارتی داشت که زبان فارسی در دستان او به ابزاری شورانگیز، حماسی و سرشار از عرفان عاشورایی تبدیل میشد. شاهکار او، مثنوی «گنجینهالاسرار»، روایتی است از حادثه کربلا که در آن، عشق و حماسه با زبانی فاخر و استوار درآمیخته شده است .
برخلاف بسیاری از مرثیهسرایان که صرفاً به بیان اندوه و سوگ میپرداختند، عمان سامانی اشعار عاشورایی را از قالب سوگ محض خارج کرد و آن را در قالبی حماسی آمیخته به عشق و روشنگری ارائه نمود . او عاشورا را تنها روز تیرگی و مصیبت نمیدانست، بلکه آن را اوج عشق و ایثار در راه حق و آغازی برای آفرینش معنوی جدید میپنداشت . زبان شعری او سرشار از استعارههای عرفانی، واژگان فاخر و مضامین بلند اخلاقی است که تأثیری عمیق بر شعر آیینی دوران بعد گذاشت.
پیری، درگذشت و میراث
عمان سامانی سالهای پایانی عمر خود را در آرامش و به سرودن شعر و تعظیم شعائر دینی گذراند. او سرانجام در ۲۹ آذر ۱۲۸۳ هجری شمسی (حدود ۱۳۲۲ هجری قمری) در سنین کهولت دیده از جهان فروبست . پیکر او بنا به وصیتش به زادگاهش سامان منتقل شد و در بالای قبر دوست و همدورهاش، «دهقان سامانی»، به خاک سپرده گردید .
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.
ایمیل: Jafarinia98[at]gmail[dot]com
BarnameNevys.ir
KalamehCo.ir
NasimKowsar.ir