در قصه عشق تو بسی مشکلهاست / من با تو بهم میان ما منزلهاست
عجبت لمن یقول ذکرت ربی / فهل انسی فاذکر ما نسیت.
معبود خودی و عابد خویشتنی / زیرا که برای خود کنی هر چه کنی
یک بار بکوی ما گذر باید کرد / در صنع لطیف ما نظر باید کرد
گر گل خواهی بجان خطر باید کرد / دل را ز وصال ما خبر باید کرد
ترا باشد هم از من روشنایی / بسی گردی و پس هم با من آیی
تا کی از دون همتی ما منزل اندر جان کنیم / رخت بر بندیم از جان قصد آن جانان کنیم
شاهد الّا تخافوا از نقاب آمد برون / سر بر آری خرقه بازان تا که جان افشان کنیم
گر من بمرم مرا مگویید که مرد / گو مرده بدو زنده شد و دوست ببرد
در هجر همی بسازم از شرم خیال / در وصل همی بسوزم از بیم زوال
پروانه شمع را همین باشد حال / در هجر نسوزد و بسوزد بوصال
هر جا که مراد دلبر آمد / یک خار به از هزار خرماست
زان مینرسد بنزد تو هیچ خسی / در خوردن غمهای تو مردی باید!
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.