با عشق روان شد از عدم مرکب ما / روشن ز شراب وصل دائم شب ما
زان می که حرام نیست در مذهب ما / تا باز عدم خشک نیابی لب ما
گفتم صنما مگر که جانان منی / اکنون که همی نگه کنم جان منی
بی جان گردم اگر ز من بر گردی / ای جان جهان تو کفر و ایمان منی
وقتست کنون اگر بخواهی بخشود / چون کشته شوم دریغ کی دارد سود
من آن توام تو آن من باش ز دل / بستاخی کن چرا نشینی تو خجل
گر جرم همه خلق کنم پاک بحل / در مملکتم چه کم شود؟ مشتی گل!
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.