رشیدالدین میبدی › النوبة الثالثة| ” میراث‌دار ادب پارسی “

با هر که سخن گویم گر خواهم و گر نه / ز اول سخن نام توام در دهن آید
بهرچ از اولیا گویند ارزقنا و دفّقنا / بهرچ از انبیا گفتند: آمنّا و صدّقنا
بخت از در خان ما در آید روزی / خورشید نشاط ما بر آید روزی‌
و از تو بسوی ما نظر آید روزی / و این انده ما هم بسر آید روزی
ما را همه هر چه هست ایثار تراست / گوش از قبل سماع گفتار تراست
دیده نظر جمال بسیار تراست / جان و دل و دین نثار دیدار تراست‌
دیدیم نهان گیتی و اصل جهان / وز علت و عار برگذشتیم آسان‌
آن نور سیه ز لا نقط برتر دان / زان نیز گذشتیم نه این ماند و نه آن
در ذات لطیف تو حیران شده فکرتها / بر علم قدیم تو پیدا شده پنهانها
فلوجهها من وجهها قمر / و لعینها من عینها کحلّ‌